٭

تحريم آگاهي هاي جنسي
قسمت اول

در كوششي كه اعمال كرديم تا مبناي اخلاق جنسي را بوجود بياوريم ، متاسفانه اولين پرسشي را كه مطرح كرديم اين نبود كه چگونه بايد مناسبات و روابط بين 2 جنس را تنظيم كنيم بلكه اين سوال رو مطرح كرديم كه آيا درسته اصلاً كسي از اين علم آگاهي پيدا كنه يا نه؟ بهتر نيست اصلاً ذهن همه از اين مسائل منحرف گردد و به آن توجه نشود؟

متاسفانه اول از همه در مورد زنان تلاش شد تا از امور جنسي عقب و غافل بمانند. چون غفلت و بي خبري اونها از اين مورد عملاً به مردان اين كمك را مي كرد كه بهتر بتوانند بر زنان كنترل داشته باشند.طي قرنها اين مسئله ادامه پيدا كرد تا جائيكه از سوي زنان هم اين رفتار كاملاً پذيرفته شد! اصلاً مد شد كه بي اطلاعي و نا واردي زن از امور جنسي دال بر عفت و پاكدامني اوست!! بعد از طي مرحله اول و تحت تاثير همين انديشه اينبار نا آگاهي از امور جنسي براي كودكان نيز تجويز گرديد!! متاسفانه در بي اطلاعي هيچ حقيقتي پيشرفت نخواهد كرد و اين يك حقيقت است كه اگر آقاي الف بخواهد خانم ب بطريقي عمل كند كه به نفع آقاي الف باشد بهتر است خانم ب در بي اطلاعي قرار گيرد تا متوجه نشود منافعش در كجا قرار دارد!! نتيجه هم كاملاً مشخص است. در اين مرحله از تاريخ بود كه انگيزه تسلط جويي كه از ناداني حاصل شده بود تبديل به يك تحريم غير منطقي از جانب عرفهاي اجتماعي گرديد. از يك طرف اين آگاهي ها براي سلامت اجتماع و خانواده لازم بود و از طرف ديگر هركس كه از اين آگاهي ها اطلاعات مي داد مورد تنفر قرار مي گرفت!! عرف چنين است كه معلمان و والدين تا حد امكان مي كوشند تا كودكان را در اين موارد نادان و غافل نگه دارند! والدين خود مي دانند كه راه درستي را براي اين تحريم در پيش نگرفته اند و صرفاً مي خواهند كه اين اطلاعات از جانب آنها به فرزند نرسد! چراكه فكر مي كنند تربيت آنها اصلاً ايرادي ندارد !! از طرفي اين اطلاعات هم كاملاً لازم مي باشد پس در نتيجه والدين چاره اي ندارند جز اينكه بگذارند زير چكش و فشار آنها، كودكان يك شبحي از اطلاعات را از اطرافيان و اجتماع فرا گيرند! آنها اينگونه از زير بار مسئوليت فرار مي كنند

كه اگر در آينده انحرافي پيش آمد آن را به گردن اجتماع بيندازند! راه حل غلطي كه متاسفانه براي كودكان مثل يه معده خالي از غذاست كه آمادگي بلعيدن هر چرت و پرتي را داراست! در نتيجه مي بينيم كه چه راحت رفتارهاي غلط اجتماعي رواج پيدا مي كنه و بصورت ارزش در مياد! خيلي چيزهاي غلط درست شناخته مي شه و در رفتارهاي جوانان بروز مي كنه! افراد بدليل اينكه چيزي مانوس با فرهنگ و هويت خودشون پيدا نمي كنند مجبور مي شوند بسراغ نسخه هاي خارجي اين مورد بروند و اونها رو ملكه ذهن خود كنند!آنها اطلاعات كمي دارند.هرگز بدن برهنه والدين يا نزديكان خود را نمي بينند و همواره يك احساس شرم با آنان رشد مي كند. كودكي كه مي بيند والدين چه تلاشي براي پنهان كردن موضوعي دارند اين احساس را مي كند كه آنها داراي رازي هستند كه از داشتن آن شرمسارند و همواره در تنهايي از آن زجر مي كشند!! كودك بيچاره هم فكر مي كند كه خود وي نيز داراي اين شرمساري هست چون بشدت نسبت به اين مسائل با وي برخورد مي گردد. او هيچگاه حق ندارد به اعضاي تناسلي خود دست بزند و يا درباره آن صحبت كند. هرگونه سوالي با هيييس!! يا بچه اين فضوليها به تو نيومده! بدو برو دنبال درس و مشقت! پاسخ داده مي شود!به آنها گفته مي شود كه بچه را يك لك لك از آسمان مي آورد (نسخه خارجي) و يا تو مثل يك گياه اول تخم بودي بعد رشد كردي و متولد شدي (نسخه ايراني!!) بچه هم نا خود آگاه هي فكر ميكنه آخه من كجام شبيه گياهه! يا پس اين تخمهاي هندونه كي متولد ميشن؟!!.... بالاخره دير يا زود كودكان توسط اطراف به اين آگاهيها دست پيدا مي كنند و كسي هم كه اين آگاهيها رو اعلام كنه از نظر بزرگسالان فردي كثيف و هرزه نا ميده ميشه! ولي ذهن كودكان آرام آرام متوجه مي شود كه پدر و مادرش بناچار داراي يك رابطه اي هستند كه از داشتن آن شرمسارند! پس در ذهن كودك حك مي شود كه اين رابطه بدلايلي كه او نمي فهمد كثيف است!! ولي كودكان اين وسط متوجه مسئله مهمتري هم مي شوند! اينكه والدين و معلمان و كليه كساني كه وظيفه آموزش و پرورش وي را دارنددروغگو هستند و همواره در تلاش هستند كه وي را بفريبند!! من از همينجا اعلام مي كنم كه اين دقيقاً نقطه اي است كه ذهن كودكان نسبت به روابط ، جنسيت ، والدين و آموزش بطرز بدي مسموم مي گردد و حالت تدافعي بخود مي گيرد.

متاسفانه زناشويي در پس ماسك اخلاق پنهان شده ولي نه اخلاق صحيح! بلكه عرفهاي بي رحمي كه خود را اخلاق جا زده اند. متاسفانه اين ماسك دروغين به اين صورت توجيه مي كند كه: انگيزه جنسي چيزيست خفن!! نيرويي فوق العاده قدرتمند!! اين انگيزه در كودكي بصورت دستمالي و نوازش برخي نقاط ممنوعه بروز مي كند و در دوران بلوغ به اوج خود مي رسد! نشانه هاي انحراف آن در اين دوران ، كنجكاوي ، عشق و ابراز كلمات ركيك مي باشد! آنها فكر ميكنند خلافها و خطاهاي جنسي ، از افكار جنسي نشات مي گيرد! پس هر فردي كه به مسائل جنسي فكر كند يا آن را ابراز كند منحرف است! بهترين راه هم براي جلوگيري از اين مهم هم آن است كه افكار بچه ها همواره به نسبت سنشان در گير چيزي باشد! بزرگسالان هم جوري رفتار كنند كه انگار اصلاً چنين چيزي وجود خارجي ندارد! يعني راهي كه به نظر من خودش نابود كننده و مخرب مي باشد و هيچكس نمي تواند افت تحصيلي دختران در دوران راهنمايي و پسران در مقطع دبيرستان را از ياد ببرد! عرف دوستان فكر مي كنند به اين شيوه مي شود يك دختر را تا شب زفاف نا آگاه نگه داشت و در آن زمان هم اولاً آنها نمي دانند كه اصلاً لذت جنسي چيست!! چراكه نه آن را مي شناسند و نه حق خود مي دانند! دوماً هرگز فكر نمي كنند شوهر در چه سطحي است! سوماً و از همه مهمتر گرفتار فردي مي شوند كه نا آگاه از رابطه است و در اولين تجربه جنسي براي زن ، وي را در حجله دچار درد و فشاري شديد و بي زاري از رابطه مي كند بعد از آن هم بدليل عدم شناخت خواستهاي زن همواره در طول رابطه به خود مي رسد و زن را در تنهايي خود رها مي كند! در نتيجه زن از رابطه متنفر شده و فكر مي كنند رابطه كلاً چيز كثيف و تحميلي است و هر دو اين خصوصيات مختص مردان است! اين چنين زني حس مي كند رابطه كلاً كار نا راحت كننده ، تحميلي و مردودي است و در نتيجه اين زن هرگز خيانت نمي كند!!! چون وي اصلاً از شنيدن كلمه رابطه جنسي به ياد سوء استفاده از خودش مي افتد!! در مورد پسران قضيه مشكلتر است چراكه بدلايل ارتباط بازتري كه آنان دارند نمي توان چشمهاي آنها را بسته نگه داشت! پس بهتر است در مخ آنها فرو كرد كه خود ارضايي عامل جنون مي شود و روابط با فواحش هم نتيجه اش بيماريهاي مقاربتي خواهد بود!! اين اظهارات همواره هم تائيد مي شوند چراكه فكر مي كنند همه اينها براي حفظ شئون اخلاقي است!! يك پسر همچنين بايد بياموزد كه حق ندارد راجع به مسائل جنسي حرف بزند يا اشاره كند! با انجام اين تدابير عرف دوستان فكر مي كنند كه نتيجه باعث روسفيدي آنان است و پس از ازدواج خطر خيانت از بين رفته و مرد هيچ رابطه خارج از چهارچوبي را امتحان نمي كند!! چراكه هر چيزي در اين زمينه نا بخشودنيست و رابطه با همسر هم فقط براي بقاء نسل است كه كاريش نميشه كرد وگرنه يه بلايي هم سر اون مي آوردند!! مي بينيد كه هدف فقط وحشت و جلوگيري از بروز خيانت بوده و اصلاً مسائل فردي و اجتماعي و خانوادگي در عرفهاي اجتماعي رعايت نشده!!!

ادامه دارد..................


Site Meter Copyright 2000-2004 TAKTAZ.COM
webmaster@tactaz.com