خيانت …
قسمت آخر

7-كسالت.اين نيز يكي ديگر از عوامليست كه باعث ميشه افراد در دراز مدت تن به خيانت بدهند.اين مورد بدليل اين ايجاد ميشه كه زوجين انگيزه لازم رو براي ادامه از دست ميدهند.به عبارت ساده تر دخترها و پسرها در زماني كه تحت شديدترين ضربات روحي قرار دارند و احساس خلاء داخلي ميكنند تصميم به ازدواج مي گيرند! اين يعني شما انتظار داريد، ازدواج براتون يك وسيله رهايي از پوچي بشه! منتظريد يك نفر بياد و شما رو از اين وضع نجات بده! يك نفري كه در واقع خودش هم به همين مصيبت گرفتار شده! اين انتظار بي مورد ، كه ازدواج از بين برنده مشكلات مي باشد و آسايش روحي فراهم مي آورد، باعث ميشه كه فرد بعد از ازدواج احساس كنه كه يه چيزي خورده تو صورتش! چون ميبينه كه مشكلات حل نشدن، بلكه عوض شدن! يك مرتبه روند زندگيش رو به صورت يك خط صاف بي مصرف ميبينه! همه چيزها اعصاب خورد كن ميشه و ارزشش رو از دست ميده. تمام عقده ها و آرزوهاي از دست رفته يك مرتبه پيداشون ميشه و به فرد دستجمعي سلام مي كنن! سرتاسر وجود فرد رو حس تباهي و از دست رفتن ميگيره. روزمرگي ماجرا هم مزيد بر علت ميشه تا شكنندگي شخص به چشم همسر چيز زياد جدي نياد! چراكه همسر فكر ميكنه اين هم يكي از نوسانات روحي عادي ميباشد.اما در بطن ماجرا افراد از اينكه در ازدواج حل شدند احساس بدي بهشون دست داده.انتظارات بالا ميره و كار به جاهاي بديگري مثل مشاجرات و دعوا ميكشه.زن از مرد انتظار درمان

داره و مرد هم از زن انتظار تيمار.اما هيچكدوم نمي دونن چه مرگشونه ! ولي مي دونن اينقدر شكننده هستند كه كاري براي ديگري از دستشون بر نمياد.اين وضعيت ممكنه تا جايي پيش بره كه افراد از همديگه خسته بشوند و فكر كنند بايد پنجره ديگري بروي خود باز كنند! بارها تاكيد كردم كه ازدواج رو در زمانيكه احساس توان و قدرت ميكنيد انجام بديد نه زمانيكه شكننده و ضعيف هستيد.ازدواج يعني بتوانيد مسئوليت يك نفر رو بر عهده بگيريد نه اينكه وزنتون رو بر دوش ديگري بندازين.مطمئن باشيد در غيز اينصورت پوچي ازدواج بدجوري در افكارتون رژه خواهد رفت.

8-يك ، يك! اين هم عامل ديگه خيانت ميباشد.زمانيكه فرد ميبينه همسرش داراي قيود اخلاقي نيست و اهميتي براي كانون خانواده قائل نميشه براحتي به خودش اجازه ميده كه بازي رو مساوي كنه! چون ديگه براي اون هم اصلاً اهميتي نداره كه بخواد به اصولي كه همسرش بهش پايبند نيست پايبند باشه.بي بند و باري يكي از ركن هاي خانواده چيزيه كه اول پدرصاحاب ركن ديگه رو در مياره و داغونش ميكنه و سپس اون رو به آرامي به سمت خودش ميكشونه و درگيرش ميكنه.بايد بدونين اين اتفاقات مربوط به يه قشر خاص نيست بلكه براحتي جريان رو طوري براتون رقم ميزنه كه ممكنه خود شما گريبانگيرش بشين.پس دقت كنيد.


9-مسائل اخلاقي.
اين هم دليل ديگريست.هوس! همانطور كه گفتم بعضي از افراد به گروه خاصي تعلق دارند. براي اينان همخوابي با غير، دليل بر عدم علاقه به خانواده نيست! برعكس خيلي از اونها هم خانواده دوست هستند.اما يه هوس براي ايجاد رابطه همواره با آنان ميباشد.آنان قيود بين رابطه عاشقانه و رابطه از روي هوس را كاملاً از هم جدا كردهاند اما نه از منظر فلسفي بلكه از ديد خودخواهانه! آنان براي خود اين حق را قائل هستند كه خارج از كانون خانواده هم لذت جنسي كسب كنند چراكه خانواده رو متعلق به خود ميدانند اما خود رو متعلق به خانواده نمي پندارند.اين افراد فكر ميكنند يه چيزي فراتر تز خانواده هستند و در نتيجه در صورت بوجود آمدن امكان تطمع جنسي درنگ نميكنند.متاسفانه گرسنگي هاي جنسي قبل از ازدواج و بستن پيوند زناشويي قبل از رسيدن به شرايط لازم باعث ميشه كه فرد فكر كنه اون جوري كه بايد در زندگي جنسي نتونسته لذت ببره و همواره فكر ميكنه يك چيزي از ديگران عقبه!! چون تربيت غلط جنسي تعدد رابطه براي مرد رو افتخار و امتياز ميدونه نه كيفيت و سلامت رابطه رو.اين عقده ها و مسائل باعث ميشه كه مي شنويد فردي كه داراي زندگي آروميه گاهي داره زير آبي ميره……….


Site Meter Copyright 2000-2004 TAKTAZ.COM
webmaster@tactaz.com